حاج یزدان ناصری(فاطمیه دوم۹۵)

پنجره فولاد رضا(شعرخوانی)

روی پیرهنت عذاب(زمینه)

چادرت رابتکان(شور)

لباس عزای من(شور)

شراب جنتو برام چایی(شور)

دلم ی جوریه پراز(شور)

مثل ابری سر سجاده شب(سنگین)

هرگونه کپی برداری از مطالب سایت بدون ذکر منبع شرعاً حرام است.

اشعار و سبک های وفات حضرت خدیجه (س)در سال۹۳-سایت ذاکرین ۱۳۳ کرمانشاه

 

 

galpic-132-1396329988_0

 

وفات حضرت خدیجه (س)

واحد

ای عصمت ذات خدا ، نور الهُدی

بی بی خدیجه بی بی خدیجه

ما را مکُن از درگه لطفت جدا

بی بی خدیجه بی بی خدیجه

تو دلخوشیّ خیر الورایی ، تو حامی دین مصطفایی

تو مادر آل هل اتایی

مولاتی یا امَّ خیرالنساء

******

تو رفتی و ذکر همه ، شد در غمت

آه و واویلا آه و واویلا

سوزد دل اهل سماوات و زمین

از اشک زهرا از اشک زهرا

مرثیه خوانم با قلب مضطر ، من همنوا با آل پیمبر

که فاطمه دیده داغ مادر

مولاتی یا امَّ خیرالنساء

******

 (بند سوم : زبانحال پیغمبر با حضرت خدیجه)

رفتی ز دنیا امّا بعد از تو شود

غوغا مدینه غوغا مدینه

زهرایمان جان می دهد در پشت در

از ضرب کینه از ضرب کینه

در پشت در وای از حال زارش ، وای از دل زار و بی قرارش

نه من نه تو گردد فضه یارش

مولاتی یا امَّ خیرالنساء

دریافت سبک

————————————————————————————————————————————

وفات حضرت خدیجه (س)

زمینه 

میخوام براتون بگم از ، یه بانوی آسمونی

بانویی که لبـریزه از ، محبت و مهـربونی

کعبه ی غمها      هستی طاها

مادر زهرا

بانویـی که بـود مـثه فرشـته ی آسـمونا

اومد از راه که باشه پشت و پناه مصطفی

کعـبه ی محبـت و مهر و صـفا و عاطـفه

بانویی که همـه ی هستی شـو داد برا خدا

خورشید نورِ ، صبح نزوله

نور امیـد ، قـلب رسـوله

دار و ندار و ، عشق بتوله

هستی طاها ، مادر زهرا

******

لحظه های آخره و ، براش نمونده بال و پر

با چشایی پر ستاره ، دیگه داره می ره سفر

غریب و خسته      دلش شکسته

بخون نشسته

از این آدما دلش پر اضطراب و واهمه س

میون بستر غم روی لبـش یه زمزمـه س

پا می گیره آتیش غم توی قلب غمزده ش

ایـن دم آخـریه دل نگـرون فـاطـمه س

قلبش که خونه ، چشماش یه دریاست

ایـن شـام آخر ، بـی تاب غمـهاست

خـیلـی غـریبـه ، دلتـنگ زهـراسـت

دریافت سبک

————————————————————————————————————————————

وفات حضرت خدیجه (س)

زمینه – شور

 

از آسمان دین ، باران غم بارد

دل همه یاران ، حال عزا دارد

دلها بسوزد از ، چشم تر زهرا

فدایی اسلام ، شد مادر زهرا

واویلا واویلا

******

مادر ببین چشمم ، چه گوهر افشاند

بابا به یاد تو ، مرثیه میخواند

با رفتنت گردد ، غمهای ما آغاز

حدیث خونبار ، کرببلا آغاز

واویلا واویلا

******

اهدا ز ایزد شد ، بر تو کفن مادر

دلها بسوزد از ، داغ گل پرپر

حسین من گردد ، در خونش آغشته

مجروح و لب تشنه ، در کربلا کشته

واویلا واویلا

دریافت سبک

————————————————————————————————————————————

وفات حضرت خدیجه (س)

واحد 

اَسما من ِ غمدیده دارم میروم سوی جنان

با آه و سوز و ناله و خون دل و اشک روان

او ، جز قلب زار و ، مضطر ندارد

شب عروسی ، مادر ندارد

جان تو و جان گلم ، در گلشن ولایت

گلچین کند بر یاس من ، بعد از نبی جنایت

آه ، آه و واویلا

******

در شعب بوطالب دهم جان و به فکر کوثرم

آتش گرفته از غم سنگین دیوار و درم

آه ، روزی رسد که ، با قلب خسته

گردد گل من ، ساقه شکسته

من میرَوَم اما ز جان ، در اضطراب اویم

جان میدهم اما کسی ، سیلی نزد به رویم

آه ، مظلومه ام من

******

این ماجرا گذشت و وقت محنت و عزا رسید

فصل عزای کوثر قرآن مصطفی رسید

آه ، اسما بریزد ، آب روان را

علی بشوید ، آن قد کمان را

گل کرده اسما بر لبش ، آوای بی قرینی

کجایی ای خدیجه تا ، فاطمه را ببینی

آه ، مظلومه زهرا

دریافت سبک

————————————————————————————————————————————

حضرت خدیجه(س)واحد

 ای عصمت ذات خدا،نور الهُدی،بی بی خدیجه بی بی خدیجه

ما را مکُن از درگه لطفت جدا، بی بی خدیجه بی بی خدیجه

تو دلخوشیّ خیر الورایی،تو حامی دین مصطفایی

تو مادر آل هل اتایی۲بار

مولاتی یا امَّ خیرالنساء…

تو رفتی و ذکر همه شد در غمت آه و واویلا آه و واویلا

سوزد دل اهل سماوات و زمین از اشک زهرا از اشک زهرا

مرثیه خوانم با قلب مضطر،من همنوا با آل پیمبر

که فاطمه دیده داغ مادر۲بار

مولاتی یا امَّ خیرالنساء…

(بند سوم : زبانحال پیغمبر با حضرت خدیجه)

رفتی ز دنیا امّا بعد از تو شود غوغا مدینه غوغا مدینه

زهرایمان جان می دهد در پشت در از ضرب کینه از ضرب کینه

در پشت در وای از حال زارش،وای از دل زار و بی قرارش

نه من،نه تو،گردد فضه یارش

مولاتی یا امَّ خیرالنساء…

شاعر : حاج امیر عباسی

دریافت سبک

————————————————————————————————————————————

حضرت خدیجه(س)

سرمایه ات خرج مسلمانی ما شد
حق مسلمانی ما با تو ادا شد
دستت کلید قفل های بسته بوده
پیغمبر از دستان تو حاجت روا شد
اسلام بی تو بی گمان در شعب می مرد
دین خدا با همتت دین خدا شد
تو اجر زحمت های احمد بودی اما
مزد تو بانو! حضرت خیرالنسا شد
مادر بزرگی مثل تو دارد،جز این نیست
زینب اگر آیینۀ زهرا نما شد
ای داغ تو بر سینۀ خاتم نشسته
بی تو درون قلب زهرا غم نشسته
در عفتت مریم کنیز صبح و شامت
آسیه خدمت می کند، هاجر سلامت
مال و منال و هستی ات شد خرج اسلام
احمد به حیرت مانده در نوع مرامت
زهرا فقط در دامن تو رشد کرده
ای مادر زهرا همین بس در مقامت
طرز جهاد تو زبان زد مانده بانو
خلق خدا ماندند در نوع قیامت
حق است اگر در رتبه ات عمری بگوئیم
دین خدا یکجا سند خورده به نامت
با این که بر عرش خدایت پا نهادی
رفتی و داغی بر دل زهرا نهادی

شاعر : محسن ناصحی

————————————————————————————————————————————

حضرت خدیجه(س)

 اسلام محمد را یاوری      توتجلّی نور داوری
مادر امامت را مادری  ،  مادری  ،  مادری
همسر و یار نبی یا سیّدتی  ،  برنبی ذکر لبی یا سیّدتی
تو الگوی زینبی یا سیّدتی
اُمّ المؤمنین مدد یا سیّدتی…
ای مزارت کعبه ی عاشقان    از غمت ای بانوی قهرمان
اشک غم از دیده ها شد روان  ،  هر زمان  ،  هر زمان
ای جلالت آیینه ی نور سرمد  ،  بعد از زهرا از همه زنها سر آمد
ثروتت شد حامی دین محمد
اُمّ المؤمنین مدد یا سیّدتی…
ای عزیز مسلمین از وفا   بهر ما سینه زنها کن دعا
تا شویم در راه حق جانفدا  ،  جانفدا  ،  جانفدا
کن دعا تا که همه خدایی شویم  ،  در راه اولاد تو فدایی شویم
مثل شهدا کرببلایی شویم
یا سیّدی یا حسین ابا عبدالله…
کرببلا قبله ی عالمه    دلها از مصائبش پر غمه
هرچی بگم از غمش باز کمه  ،  قبله ی  ،  عالمه
کربلا دیده سر ِ از تن جدا رو  ،  کربلا دیده جفای دشمنا رو
دیده غربت ذبیح ِ بلقفا رو
یا سیّدی یا حسین ابا عبدالله…

شاعر : حاج امیر عباسی

دریافت سبک

————————————————————————————————————————————

زمینه ساده/شور ساده – رحلت حضرت خدیجه سلام الله علیها

یا حضرت خدیجه…

شد آتش دل ما،سوز مصیبت تو/یومُ العَزای ما شد،روز مصیبت تو

ای بانوی بهشتی،ای نور حیّ سرمد/شد جاری از غم تو،اشک از دو چشم احمد

یک حُجره از حریمت،دارُالشفای ایمان/با ثروتت نمودی،یاری ّ دین و قرآن

مأنوس اشک و آه است،در ماتم تو طاها/رفتی و در فراقت،گشته یتیمه زهرا

در هجر روی دلبر،غمپروری چه سخت است/گوید به اشک و ناله،بی مادری چه سخت است

امّا امان ز دنیا،از درد و غصه هایش/از بی مُروّتی ها،از مکر و فتنه هایش

پیچیده در گلستان،صوت حزین بلبل/روزی رسد که زهرا،پرپر شود چو یک گل

دلها به یاد داغش،محزون و خسته گردد/که در ره ولایت،پهلو شکسته گردد

در پیش چشم دشمن،ذکر علی کلامش/با قدّ خم نموده،همراهی ِ امامش

دریافت سبک

————————————————————————————————————————————

حضرت خدیجه (س) – ترجیع بند

بیچاره دستی که در این شب ها فقیرت نیست

یعنی دخیل دست های دستگیرت نیست

باید برای خانه ی تو زیر پایی شد

بیچاره بال جبرئیلی که حصیرت نیست

هرگر نمی خواهم ببینم آن شبی را که –

در سفره ی افطار ما نان و پنیرت نیست

قربانی نامت شدن عین حیات ماست

مرده تر از مرده ست هرکس که بمیرت نیست

تو منّت دین خدا بر گردنم هستی

آری تو امّ المؤمنینی و نظیرت نیست

تو بانوی اسلامی و تاج سرم هستی

کوری چشم دشمنانت مادرم هستی

ای همسر شایسته ی پیغمبر مکّه

ای جده ی شهر مدینه مادر مکه

ای که برایت حاجیان احرام می بندند

قبر شریفت قبله گاه دیگر مکّه

تو مادری ات نیز بوی نوکری می داد

می خواستی باشی کنیز دختر مکّه

تو زینب پیغمبری و سال های سال –

سینه سپر کردی برای رهبر مکّه

هر جا که پیغمبر به جنگ فتنه ها می رفت

تو یک تنه بودی برایش لشگر مکّه

مکّه مدینه نیست در آتش نمی افتی

کاری ندارد با تو دیوار و در مکّه

تو بانوی اسلامی و تاج سرم هستی

کوری چشم دشمنانت مادرم هستی

شاعر: علی اکبر لطیفیان

————————————————————————————————————————————

حضرت خدیجه (س) – مثنوی

مادر سلام حال غریبت چگونه است؟

مادر بگو که رنج مصیبت چگونه است؟

حالی غریب داری و در فکر رفتنی

دردی به سینه داری و حرفی نمی زنی

داری برای رفتن خود چانه می زنی

موی مرا به گریه چرا شانه می زنی؟

با دانه های اشک تو افطار می کنم

همسایه را ز داغ تو بیدار می کنم

همسایه ها برای تو پرپر نمی زنند

داری تو می روی و به تو سر نمی زنند

مادر بگو که مکّه چه آورده بر سرت

که قد، خمیده می روی از پیش دخترت

مادر! پدر غروب تو را گریه می کند

وَ خاطرات خوب تو را گریه می کند

بخشیده ای تمام خودت را به آفتاب

وَ زنده شد به مهر تو مادر، ابوتراب

چیزی نمانده است که دیگر فدا کنی

باید برای رفتن زهرا دعا کنی

حالا که پر کشیدن تو گشته باورم

آیا کفن برای تو مانده ست مادرم؟

هی تشنه می شوی و مرا می زنی صدا

وَ هی سلام می دهی امشب به کربلا

گریه گرفت و مکّه دوباره در آب رفت

مادر وضو گرفت و دوباره به خواب رفت

مادر! پدر تشهّد خود را تمام کرد

وَ جبرئیل آمد و بر تو سلام کرد

مادر جواب فاطمه را لااقل بده

یا لا اقل به دختر خود هم اجل بده

چشم و چراغ خانه ی خورشید، الامان

رنگین کمان بیت نبوّت نرو…! بمان

اینجا که مکّه است، مدینه چگونه است؟

جریان میخ و آن در و سینه چگونه است؟

اینجا بهانه نیست مدینه بهانه است

آنجا جواب گریه ی من تازیانه است

مکّه اگر چه طعنه ی زخم زبان زدند

اینجا به دست های علی ریسمان زدند

مکّه اگر چه در به روی خویش بسته اند

امّا مدینه پهلوی من را شکسته اند

 

شاعر: رحمان نوازنی

————————————————————————————————————————————

حضرت خدیجه (س) – چارپاره

با خواندنِ هر آیه از کوثر

چون چشمه، می جوشی و می خندی…

غارِ حرای توست این خانه

زهراست آن وحیِ خداوندی

معصوم اگرچه نیستی بانو

در عصمتی هر صبح و شامی را

تو مادر زهرا شدی… یعنی

مادربزرگی هر امامی را

حق داشتی عاشق شوی آن روز

پیغمبرت سَر بود از یوسف

حتّی به عشقش خلق شد افلاک…

او دلربا تر بود از یوسف

از دوشِ خود برداشتی آرام

هر هفت خوانِ سکّه هایت را

حالا خودت سیمرغِ سیمرغی

چشمی بگردان زیرِ پایت را…

چشمِ زمین و آسمان روشن

چون در سخاوت می کنی اعجاز

تو آیه ی هشت ضحی هستی

ای ثروت اسلام در آغاز

شاعر: دهقانی